این هم دوربین زنده در اکثر جاهای جهان
این هم قران پخش زنده...... http://quran.ahmad-neyrizi.ir
آنها که به رخ نقاب کردند
ای عشق تورا خراب کردند
شرمنده ام از اینکه بگویم
بیگانه ترا حساب کردند
بعد از تو خیال غنچه خشکید
گلها همه اعتصاب کردند
پژمردن و در سوگ تو مردن
راهیست که انتخاب کردند
در مکتب ما که عاشقی نیست
این قاعده ها که باب کردند
ای عشق ببخش اگر بدیها
با حضرت آنجناب کردند
یا نام تورا اگر که یکبار
با لهجه ی بد خطاب کردند
1) پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمود : برای قرآن ظاهری و باطنی است ، ظاهر آن حکم و باطن آن علم است. ظاهر آن زیبا و دل انــگــیــز و باطن آن ژرف و عمیق است. آن را نجومی ، و بر نجوم آن نجومی است.
در تفسیر عیاشی ، ج 1، ص 3 به جای نجوم ، به معنی ستارگان و دسیسه ها ، تخوم به معنی مرزها و حدود آمده است.
شگفتی های آن از شماره بیرون است و غرایب و عجایب آن کهنه نمی شود ، در آن چراغ های هدایت و مشعل های حکمت است ...
اصول کافی، ج 2، ص 599
(2( پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمود : قرآن را درست بخوانید و در جستجوی شگفتی های آن باشید.
بحار الانوار، ج 92، ص 109
(3) امام سجاد علیه السّلام فرمود :
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست ، و چنان قرار ده ... تا فهم شگفتی های قرآن را نصیب دل هـــای مـــــــا گردانی.
صحیفه ی سجّادیه، دعای 42
(4) امام حسین علیه السّلام فرمود : کتاب خدای ، عزّوجل ، دارای چهار بخش است : عبارت ظاهر ، اشاره، لطایف و حقایق.
عبارت ظاهر برای عوام ، اشارت برای خواص ، لطایف برای اولیا و حقائق برای انبیاء است.
بحار الانوار، ج 92، ص 20
(5) امام صادق علیه السّلام فرمود : قرآن را تأویلی است که بعضی از آن آمده و بعضی هنوز نیامده است ، پس چـــون تأویل در زمـــان امـامی از امامان واقع شود ، امام آن زمان ، آن را خواهد دانست.
بحار الانوار، ج 92، ص 20
ایا میدانستید قران 1400 سال پیش بر پیامبر<ع>نازل شد و ان زمان هنوز ساعت نبود
با این حال کلمه ی ساعت 48 بار در قران امده است
20 مورد از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده را در ذیل مشاهده کنید:
1. کلمه «امام» به معنای رهبر و زمامدار الاهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از وی 12 نفر هستند. برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در آن آمده است، سوره یس آیه 12 است:
بقیه در ادامه مطلب
20 مورد از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده را در ذیل مشاهده کنید:
1. کلمه «امام» به معنای رهبر و زمامدار الاهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از وی 12 نفر هستند. برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در آن آمده است، سوره یس آیه 12 است:
«و کل شییء أحصیناه فی امام مبین» یعنی «و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع کردهایم».
نام مبارک دوازده امام که جانشینان پیامبر اکرم (ص) هستند عبارتند: 1. امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) 2. امام حسن (ع) 3. امام حسین (ع) که امام حسن و امام حسین علیهما السلام برادر یکدیگر هستند و هر دو فرزند امام امیرالمؤمنین (ع) هستند در حالی که بقیه امامان علیهم السلام نسبت به یکدیگر نسبت پدر و پسر دارند 4. امام سجاد (ع) 5. امام محمد باقر (ع) 6. امام جعفر صادق (ع) 7. امام موسی کاظم(ع) 8. امام رضا (ع) 9. امام جواد (ع) 10. امام هادی (ع) 11. امام حسن عسگری (ع) 12. امام مهدی (عج) (روحی لتراب مقدمه فداه) که طبق باور مسلمانان زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی (ع) به دست میگیرد.
2. کلمه (شهر) به معنای ماه، 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماههای یکسال است.
3. کلمه (یوم) به معنای روز، 365 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است.
4. کلمه (ساعه) 48 بار در قرآن کریم تکرار شده است که در 24 مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در 24 مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد. بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز که 24 ساعت است.
5. کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن (در زمان ماضی، مضارع و امر) برای عاقلان 34 بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجدههای واجب روزانه، چون روزانه 17 رکعت نماز واجب است و هر رکعت 2 سجده دارد.
6. کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام 24 بار آمده است.
7. کلمه (ملائکه) به معنای فرشتگان و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن یا جن هر کدام 88 بار تکرار شده است.
8. کلمه (استعاذه) به معنای پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام 11 بار به کار رفته است.
9. کلمه (آخرت) به معنای جهان آخرت و کلمه (دنیا) به معنای این جهان هر کدام 115 بار تکرار شده است.
10. کلمه (الحسنات) به معنای خوبیها و کلمه (سیئات) به معنای گناهان هر کدام 180 بار تکرار شده است.
11. کلمه (الحیاه) به معنای زندگی و کلمه (الموت) به معنای مرگ هر کدام 145 بار تکرار شده است.
12. کلمه (ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام 28 پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعاً 513 بار تکرار شده است.
13. کلمه (الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام 368 بار تکرار شده است.
14. کلمه (الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام 8 بار تکرار شده است..
15. نام مبارک پیامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود است و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر (ص) استفاده میشود نیز 5 بار در قرآن تکرار شده است.
16. کلمه (ایثار) به معنای گذشت و فداکاری و کلمه (شح) به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام 5 بار تکرار شده است.
17. کلمه (سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام 4 بار تکرار شده است. 18. کلمه (الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام 4 بار تکرار شده است.
19. عبارت (حزب الله) به معنای یاران خداوند و عبارت (حزب الشیطان) به معنای یاران شیطان هر کدام 3 بار تکرار شده است.
20. در قرآن کریم به اینکه 300 سال شمسی دقیقاً برابر 309 سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است. این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از عالمان دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید: چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را 309 ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است؟
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
«سالهای شما شمسی است اما سالهای ما قمری است». جالب اینجا است که یکی از استادان ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است. سال شمسی یهود 365 روز تمام بوده است. بنابراین 300 سال آنها میشود روز 109500=365×300 در حالی که سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با : روز 109500= (48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز) ×309 پس معلوم شد که 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یک روز کمتر نه بیشتر. این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود. بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژهای است که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه است. زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت به نسبت طولانی 23 سال و در اوضاع و احوال گوناگون به طور مثال گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابیطالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل میشد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتابهای گوناگون مدتی در کتابخانهای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت یا با رجوع به منابع گوناگون کتابی بنویسد.
ترکه برای اولین بار یک آخوند میبینه میگه : یعنی اینقدر سرت درد میکنه؟
چه ترکه میره از باباش میپرسه :بابا؟ ماه نزدیکتر یا اصفهان ؟ترکه میزنه پس گردنش میگه: کره خر از اینحا مگه میشه اصفهان دید؟
ترکه تابستان پتو میندازه روش میگن : مگه خری؟ ترکه میگه : از زیر پتو هم معلوم میشه
ترکه با زنش زیر پتو بوده ! ولی هیچ کاری نمی کرده !زنش میگه: راستی من یک سوراخ هم دارم ؟ترکه میگه: میگم هاااااااااااااا از یک جا سوز میاد
ترکه رو می خواستن اعدام کنن بهش میگن به عنوان آخرین حرف یک چیزی بگو!!!!!!!!میگه: ک…. ننه کسی که بزنه زیر چهار پایه
به ترکه میگن گوز چه شکلیه ؟ میگه: حلقه ای !! میگن: حالا چرا حلقه ای ؟ ترکه: آخه هر وقت زنم میگوزه میندازه گردن من
به ترکه میگن چرا ..ونت اینقدر بزرگه؟ میگه: خدا رحمت کنه مادرم به جای پودر بچه پکینگ پودر میزد به ..ونم
به ترکه میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه: کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!
ترکه تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه، پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره!
یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق میکردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز میکنند، میبینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه میترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو میبندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز میکنند، میبینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمیکنند دست بزنند. بعد جمجمه یک ترکه رو باز میکنند، میبینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون میگن: خوب ما اینو قطع میکنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش میکنیم! خلاصه سیمه رو قطع میکنند، یهو گوشای ترکه میافته!
یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم
دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی
پسره با خوشحالی گفت : آخ جون فوری میرم زن میگیرم
دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی
یه دفعه یه آفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی ” هنگ ” میکنه
زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه : 1 – نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه ……….. 2 – خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه
4 – مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش …………… 5 – البته در حد متعالی این که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
یارو ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته ، سینه میزنه
گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه ، مامانشون میگه بیا تو بچه ها نیستن
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ….. دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده …. سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
یک گاو نر دنبال یک گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می کرده دست آخر به یک کوچه می رسه که بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه مااااااااااااااااااااااچ
یارو میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر کار میگه: غذای امروز «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! طرف میگه : «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی؟
پسره تو کلیسا نشسته بوده، یهو میبینه یه دختر خیلی خوشگل میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی… فقط ازت یه چیز دیگه میخوام… اونم یه شوهر خوبه …یا حضرت مسیح! خودت کمکم کن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده! هل نده زشته ، خودم میرم!
پشت کنکوریه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا
توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه
یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر…وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب
یه نفر یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده میدویده
از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم….. پیاده خیلی راهه
یه بنده خدا پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی میکنه، میره انگشت میکنه تو حلق راننده قطار
به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم
به یکی میگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست یارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
جواب سلام سرد به سرچشمه در کرمان!
در هفته دوم بازی های لیگ برتر دوره یازدهم، کرمانی ها اتفاق جدیدی را تجربه کردند. آن ها در این هفته در حالی یک بازی لیگ برتری را میزبانی کردند که در هیچ یک از دو طرف نام مس کرمان وجود نداشت و اینبار ورزشگاه باهنر خانه تیم مس سرچشمه محسوب می شد.
این سنت شکنی و تجربه جدید البته در این هفته اصلا با استقبال کرمانی ها روبرو نشد و آن ها نشان دادند میزبانی تیم مس کرمان برای آن ها به قدر کافی هیجان دارد که حوصله ای برای فراهم کردن میزبانی مطلوب یک تیم دیگر نداشته باشند! شاید اگر ورزشگاه باهنر در رفسنجان بود و سرچشمه در این شهر به میدان می رفت، در اولین بازی لیگ برتری اش حداقل 10 هزار تماشاگر به ورزشگاه می آمد اما در کرمان اوضاع کاملا متفاوت بود و چه روی سکوها و چه در داخل زمین سرچشمه ای ها نمی توانستند طعم میزبانی را با تمام وجود بچشند. زمانی که بازیکنان مس سرچشمه برای گرم کردن وارد زمین شدند تنها یک ردیف از چراغ های چهار پروژکتور ورزشگاه باهنر روشن شده بود! صرفه جویی در مصرف برق احتمالا علت اصلی این اتفاق بود و پیگیری مسئولین تیم میزبان هم برای روشن شدن باقی نورافکن ها نیز به جایی نرسید تا هر دو تیم مجبور شوند در تاریکی بدن های خود را آماده کنند. جالب اینکه این خاموشی درست تا یک دقیقه پیش از شروع بازی ادامه داشت و با سوت داور نور ورزشگاه عادی شد تا کرمانی ها اوج صرفه جویی را داشته باشند! این تاریکی وقتی بازیکنان سرچشمه را بیشتر ناامید می کرد که تا یک دقیقه مانده به شروع بازی کمتر از پانصد نفر در ورزشگاه حاضر بودند! سرچشمه ای ها که گمان می کردند اولین بازی لیگ برتریشان در کرمان با یک جشن همراه می شود، آنقدر تعداد میهمانان این جشن را کم دیدند که رغبتی برای نگاه کردن به سکوها نداشته باشند. البته این اتفاق بعد از استقبال 3هزار نفری کرمانی ها از بازی هفته قبل مس کرمان چندان دور از ذهن نبود. با این حال این تنها مشکل سرچشمه ای ها روی سکو نبود. تعداد کم هواداران سبب می شد که هر حرف و واکنشی از سوی آن ها به خوبی به زمین منتقل شود. تا قبل از دقیقه 10 بازی که نزدیک به صد نفر از رفسنجانی ها یک جایگاه را به اشغال خود در آورند این واکنش ها چندان جالب نبود و هوداران مس کرمان ترجیح می دادند به جای تشویق تیم میزبان سر شوخی را با آن ها باز کنند! البته بعد از ورود رفسنجانی ها به ورزشگاه اتفاقات جالب ابعاد جدیدتری هم گرفت. آن ها علیه یکی از لیدرهای مس کرمان شعار دادند تا کار به جاهای باریک بکشد! این شعار سبب شد که در بین دو نیمه هواداران سرچشمه و مس با یکدیگر وارد درگیری لفظی و فیزیکی شدیدی شوند که کار را حتی به مداخله یگان ویژه هم کشاند! بعد از دستگیری چند نفر همانند تماشاگران تیم میهمان، ماموران انتظامی دور هواداران سرچشمه دیواری را تشکیل دادند تا از درگیری بیشتر جلوگیری کنند! هرچند تا پایان بازی همچنان جو سکوها نشانی از همدلی نداشت و هرچند دو طرف گاهی تیم سرچشمه را تشویق می کردند اما رفتارهای خصمانه کاملا نمود داشت. صدا و سیمای کرمان هم که تیم اول استان را تحویل نگرفته بود کاملا مشخص بود این بازی را هم در نظر نگیرد و بازهم زحمت پخش مستقیم را به جان نخرید تا همه شرایط میزبانی غریبانه برای مس سرچشمه فراهم شود. در این میان گذاشتن لوگوی تیم مس کرمان به جای مس سرچشمه برروی اسکوربورد هم از آن کارهایی بود که اصلا به چشم نیامد! هرچند احمد سنجری مربی تیم سرچشمه بعد از بازی معتقد بود که با بهتر شدن نتایج سرچشمه وضعیت میزبانی این تیم هم بهتر می شود اما به نظر می رسد مواضع مقامات رفسنجانی در زمان تلاش برای حفظ این تیم که معتقد بودند به جای مس سرچشمه، مس کرمان باید فروخته شود حالا تبعات خود را به بدترین شکل ممکن پس می دهد و کرمانی ها سلام سرچشمه را به سرد ترین شکل ممکن جواب می دهند! مگر اینکه نزدیکی بیشتر دو باشگاه مس کرمان و سرچشمه این جو را در هفته های آینده تلطیف کند!
وقتی آدم عاشق است، همه چیز بیشتر معنا دارد.
* قلب تو هر جا باشد گنج تو هم همانجا است.
* ترس از رنج از خود رنج بدتر است.
* چشم ها قدرت روح را نشان می دهند.
* به یاد داشته باش که همیشه باید بدانی که چه می خواهی.
* انسان هرگز نمیتواند از رویا دست بکشد، رویا خوراک روح است.
* این ما هستیم که سرعت گذر زمان را تعیین می کنیم.
* هرگز از رویاهایت چشم پوشی نکن؛ چشم براه نشانه ها باش.
* تنها یک راه برای آموختن وجود دارد و آن، عمل است.
* زندگی همواره چشم به راه شرایط بحرانی می ماند تا قدرتش را نشان دهد.
* در زندگی عشق باید باشد، حتی اگر بازتاب و پاسخ فوری نداشته باشد.
* دیوانه بمانید، اما مانند عاقل ها رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که
بدون جلب توجه مفید باشید.
* مهم این نیست که چقدر زندگی می کنیم مهم این است که چگونه زندگی می کنیم
شعری دروصف پسران
امروزی
پسرا ژل میزنن به اون
موهاشون
عینک میزنن به اون چشاشون
اوا خاک بر سراشون

ریمل میزنن به اون چشاشون
ماتیک می مالن به اون
لباشون
اوا خاک بر سراشون
کراوات میزنن اون
خوشگلاشون
واسه دوست دختراشون
اوا خاک بر سراشون
کلاسور میزارن زیر بغلاشون
یه کت میپوشن قد باباشون
اوا خاک بر سراشون
یکم ریش میزارن نوک چونه
هاشون
پرفسور میشن جون ننه هاشون
اوا خاک بر سراشون
این شعرتنهادرجهت خندس وقصدتوهین به
کسی ندارم....
حال کنید...
من ۱۰ سال شاگرد استاد یاحقی بودم، البته شغلم موسیقی نیست . اما علاقه من به موسیقی فقط یاحقی و به خاطر یاحقی بود. وقتی ساز یاحقی را می شنیدم، دیگر چیزی نمی توانستم گوش کنم. او هم برای ما اشتراوس بود و هم پاگانینی.
وی تنها شاگرد استاد صبا بود که در نامه ای که خود به من نشان داده بود، تمام زیر و بم های ردیف موسیقی ایرانی و ویلون را آموخته بود. حتی صبا که رهبریش در ارکستر زبانزد بود وقتی یاحقی را می دید، ارکستر را به دست یاحقی می سپرد. می گفت: پرویز جان خودت رهبری کن !
وی ده هزار ساعت اثر چاپ شده دارد و ده هزار ساعت اثر سلو منتشر ناشده. حتی این یک سال اخیر که دستش دچار سانحه شده بود صد ساعت اثر تک نوازی ضبط کرده که بی نظیر است. در مراسم استاد یاحقی گفته شد که وی بعد از سانحه نتوانست کار انجام بدهد، در حالی که من خودم چیزی حدود ۱۰ ساعت از ایشان کار شنیده و دیدم.وی صد ساعت ردیف منتشر ناشده دارد که اگر عرضه شود، تمامی ردیف دانان باید ردیف را ببوسند و بگذارند کنار.
در این باره استاد صبا در نامه ای نوشته است:
پرویز تصدقت بشوم، تو و دایی عزیزم و عزیزت از نورچشمان من هستید. من که به غریبه دریغی نداشته ام به شما و دایی عزیزمان تمام جانم را می دهم. خود می دانی که من از شاگردان اساتید گذشته و جیره خوار آنان بوده. شاگردان کسانی چون میرزا عبدالله و برادر کوچک آقا حسینقلی و به ویژه درویش و … تمامی کسانی که ذره ای از ردیف دستی داشتند من آن را آموخته ام و به جرأت می گویم که من تمامی آن ظرایف را به تو تقدیم کردم و تو هم تمام آن را با نبوغ ذاتی خود تعلیم گرفته ای، اکنون می توانی تو این ردیف را تدریس و تکمیل نمایی.
قربانت صبا
از سال ۱۳۴۰ ابن نابغه موسیقی ردیف را تدریس کرد. و به قول روزنامه نگار روزنامه شرق و همشهری تجویدی که از هر کسی چیزی می آموخت حتی از این نابغه که ۱۵ سال ازش بزرگتر بود، پیشش می آید و ردیف را می آموزد . یاحقی ۸ روایت ردیف می دانست که تنها ۷ روایت آن را ضبط کرد.
یک مورد دیگر در سخنرانی استاد شجریان این بود که وی نابغه موسیقی است درست است اما وی تنها نابغه بود. یک بار استاد شجریان گفته بود که وی از شهناز و حتی بدیعی درس گرفته است. یکبار استاد یاحقی به من گفت ببین چی می گه! گفتم چی ! گفت که اینجا را نگاه کن ؟ ببینی این آقا چی می گه! این آقا زمانی مستقیما شاگرد من بود و به من گفته بود که به کسی نگو که پیشت می آیم و درس ردیف می گیرم. من تعجب کردم، گفتم فردا می روم به روزنامه ها می گویم. عصبانی شد گفت: من یک چیز به تو گفتم و تو باید به همه بگی! این راز است و تو حق نداری تا زمانی که زنده هستم به کسی بگویی!
گنجینه ای در خانه استاد یاحقی شامل تک نوازی و گروه نوازی هست ( چیز حدود ۲۰ هزار ساعت) که اگر پخش شود موسیقی ما متحول می شود و جوانا از موسیقی پاپ و لوس آنجلسی به سمت موسیقی ایران می آیند. ضبط این آثار کار خودش بود، چون وی از سال ۱۳۳۵ در رادیو مسئولیت ضبط و حتی گویندگی و تهیه کنندگی هم داشت و از بهترین ناظران ضبط و ضبط کنندگان تاریخ موسیقی و رادیو است. نمونه این هنر وی را در نوار شعر خوانی دکتر برومند و نوازندگی فرزند وی میتوان دید.
نوشته فوق به قلم یکی از دوستداران موسیقی است که مایل بوده است معرفی نشود.