رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی!!!
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود
بر بی کسی های من ...
تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی
تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری
و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در کلامت نبود
کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...
رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....
قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم؟!!
و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!
که چرا تو از راه رسیدی و همسایه خدای ِ من شدی؟!!
گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر
سر این دل می آید !
ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از
شادی نبود !
بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به
این اشکها هم اعتنا نکردی !
اعتنا نکردی به حرمت اشکهایی؛ که تنها سهم من از دوست داشتن تو بود !
تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
خدانگهدار ... خدانگهدار
نظرات () 
نظرات () آسمان رنگ شب یلدا گرفت ، یاد توآمدبه قلبم جا گرفت
تا سحر غم با دلم هم خانه بود، از فراق تو دلم دیوانه بود
یاد تو چندیست مهمانم شده، خاطراتت آفت جانم شده
هر چه میگوییم سخن از یاد توست،در سکوت من فقط فریاد توست
...................................
تو دریایی ومن موجی اسیرم. که می خواهم در آغوشت بمیرم. بیا دریای من آغوش بگشا،نمی خواهم بی تو بمیرم، تقدیم به تو که دنیای منی 
...........................
یاد آن روز بخیر که در صفحه ی دلم، شاه عشق بودی
با کیش رخت مات شدم.
.......................
در بازی دل ، نگاه من مست تو بود. هر برگ دلم شکسته پا بست تو بود ، من شاه دلم را به زمین انداختم، اما چه کنم که تک دلم دست تو بود
............................
وقتی خاطره های آدم زیاد می شه ، دیوار پر از عکس میشه ولی همیشه دلت واسه اونی تنگ می شه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی !
............................
نظرات () یک تکه بلور از جنس حضور، یک یاس سپید در رنگ امید. با هرچه صفا از سوی خداست.تقدیم شما

......................................
کاش در آسمان سکوتت لکه ابری بودم،تا برای همه ی دل تنگیهایت می باریدم
...............................
همه ی نیلوفر ان را فرش راهت می کنم،من جهانی را فدای یک نگات می کنم
................................
چرا باید چنین باشد؟ جواب لوطیان آتش! جواب ناکسان صد آفرین باشد! میان این همه انگشتر زیبا ی عالم، چرا باید انگشتر من بی نگین باشد
...............................
زندگی مثل دیکته می مونه که هی می نویسیم وپاک می کنیم.
غافل از این که یه روزی داد میزنن: ورقه ها بالا!!
..........................
از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستش دارم؟ گفت: بنویس بدون تو فردایی ندارم
..................................
سر چشمه ی آدمی یک نفس است آن یک نفس هم فدای یک هم نفس
.........................
باهات میام نفس نفس ، تو آسمون ، توی قفس
از اولش تا آخرش دوست دارم همین و بس!
...............................
برای عزیز ترین همپای لحظه هایم در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی، خویش چشمهایم را تقدیم می کنم تا هیچگاه به پاکی دوستیمان شک نکنی گلم
............................
رفیق فقط کلاغ نه به خاطر سیاه بودنش، به خاطر یه رنگیش.
معرفت فقط معرفت کرم ، نه به خاطر کرم ،به خاطر خاکی بودنش .
مردونگی فقط مردونگی دیوار که هرچی مردو نامرده بهش تکیه میدن.
مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت: ما.
صفا فقط صفای مورچه که هروقت گریه کرد هیچکس اشکشو ندید.
..........................
وقتی خدا بهت میگه باشه، چیزی رو که میخوایی بهت میده.
وقتی میگه صبر کن چیز بهتری رو بهت میده.
وقتی میگه نه، داره بهترین چیز رو برات آماده می کنه
...........................
نظرات () یک تکه بلور از جنس حضور، یک یاس سپید در رنگ امید. با هرچه صفا از سوی خداست.تقدیم شما

......................................
کاش در آسمان سکوتت لکه ابری بودم،تا برای همه ی دل تنگیهایت می باریدم
...............................
همه ی نیلوفر ان را فرش راهت می کنم،من جهانی را فدای یک نگات می کنم
................................
چرا باید چنین باشد؟ جواب لوطیان آتش! جواب ناکسان صد آفرین باشد! میان این همه انگشتر زیبا ی عالم، چرا باید انگشتر من بی نگین باشد
...............................
زندگی مثل دیکته می مونه که هی می نویسیم وپاک می کنیم.
غافل از این که یه روزی داد میزنن: ورقه ها بالا!!
..........................
از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستش دارم؟ گفت: بنویس بدون تو فردایی ندارم
..................................
سر چشمه ی آدمی یک نفس است آن یک نفس هم فدای یک هم نفس
.........................
باهات میام نفس نفس ، تو آسمون ، توی قفس
از اولش تا آخرش دوست دارم همین و بس!
...............................
برای عزیز ترین همپای لحظه هایم در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی، خویش چشمهایم را تقدیم می کنم تا هیچگاه به پاکی دوستیمان شک نکنی گلم
............................
رفیق فقط کلاغ نه به خاطر سیاه بودنش، به خاطر یه رنگیش.
معرفت فقط معرفت کرم ، نه به خاطر کرم ،به خاطر خاکی بودنش .
مردونگی فقط مردونگی دیوار که هرچی مردو نامرده بهش تکیه میدن.
مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت: ما.
صفا فقط صفای مورچه که هروقت گریه کرد هیچکس اشکشو ندید.
..........................
وقتی خدا بهت میگه باشه، چیزی رو که میخوایی بهت میده.
وقتی میگه صبر کن چیز بهتری رو بهت میده.
وقتی میگه نه، داره بهترین چیز رو برات آماده می کنه
...........................
نظرات () سلام
امیدوارم حاله همگیتون خوب باشه
یه متنی از دکتر شریعتی خوندم و حیفم امد که به شما نرسونمش
((هرگز از دوباره جان گرفتن ابلیس بیجان شده غافل مباش که انقلاب
پس از پیروزی نیز همواره در خطر انهدام است.
در خطرضد انقلاب است و مار های سر کوفته در گرمای فتح و غفلت جشن و غرور باز سر بر میدارند.رنگ عوض می کنند.نقاب دوست میزنند.از درون منفجر می کنند.غاصب همهی دستاورد های انقلاب می شوند و میراث خوار مجاهدان و تعزیه خوان شهیدان.))
واقعا برام جالب بود که استاد
این روز ها رو پیش بینی کرده بودند
اما فکر نمی کنم.این کار ها نتایجی جز شرمندگی در تاریخ برای گمراهان داشته باشد.اما یقین دارم این بار ملت بزرگ ایران.باز هم این لحظات تلخ را سپری خواهد کرد و
فریاد در گلو مانده و پنهان جوانان این مرزوبوم
گوش انهایی که نمی شنوند و یا نمی خواهند که بشنوند را کر کرده و پرچم انقلاب به دست انقلابیان راستینباقی خواهد ماند
و السلام علی من اتبع الهدی.
نظرات () سلام
ارسطو گفته:
همانیم که مداوم به ان می پردازیم
پس تعالی .نه عمل.که عادت است.
چه خوبه رو حرفامون/رو حرکاتمون/رو اندیشه هامون بیشتر دقت کنیم.
بسیاری از اعمال ما ادم ها از عاداتمون سر چشمه میگیره.
پس چه بهتره روش بیشتر فکر کنیم.انالیزش کنیم تا حداقل
با شرایط امروز جامعه.که از نظر من یکم دشوار شده.بتونیم دوستانمونو کنارمون حفظ کنیم ویه کاراکتر زیبا بجا بزاریم.
هر کاره ما ادم ها عینه یه مدادی که رو کاغذ یه اثری باقی مذاره.تو جهان یه تاثیری داره.پس یکم بیشتر بهشون فکر کنیم!!!
در ضمن
سرخ پوستا یه ضرب المثل دارن که میگه:تنبلی دزد ارزوهاست
پس تنبلیو بزاریم کنار و از همین حالا شروع کنیم
نظرات ()
نظرات ()
تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
مهم نیست چه پیش آمده ، تحمل کن و اندوه خود را زیر لبخندی بپوشان .( دیل کارنگی )
علف هرزه چیست ؟گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است .(( امرسون ))
بردن همه چیز نیست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .(( وئیس لومباردی ))
اگر نمیتوانی با کسی که عاشقش هستی باشی، عاشق کسی باش که با او هستی".
از من پرسید :تو مال منی؟ گفتم:آره!مال خود خودتم. هر کاری دلت می خواد باهام بکن. گفت :هر کاری؟ گفتم:آره. ............ تنهام گذاشت و رفت
عشق چیست؟ افسانه ای بیش نیست.. با لبخندی آغاز می شود با بوسه ای جان می گیرد با قطره ای اشک پایان می پذیرد
این جمله همیشه یادت باشه: زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی است
دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/کمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی
چنین گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش..........
نظرات () ![]()
![]()
نظرات () آیا میدانید کوکا کولا در اصل سبز رنگ است.
آیا میدانید اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود پایان میابد!
آیا میدانید شما نمیتوانید با حبس نفستان خود کشی کنید!! محال است آرنج دستتان را بلیسید!
آیا میدانید وقتی عطسه میکنید مردم به شما عافیت باشد میگویند چون قلب شما به مدت 1 میلیونیم ثانیه میایستد!
آیا میدانید خوکها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند!
آیا میدانید فندک قبل ازکبریت اختراع شد.
آیا میدانید بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن اب است.
آیا میدانید زکریای رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست.
آیا میدانید رکورد ضربه زدن به توپ پیگ پنگ در مدت زمان 60 ثانیه 173 ضربه است.
آیا میدانید مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است.
آیا میدانید 70 در صد جمعیت ایران زیر 30 سال سن دارند و ایران جوانترین جمعیت دنیا را دارد.
آیا میدانید خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد
نظرات ()
تست (چقد عاشق همسر یا معشوق خود هستید)؟ با این تست میتونید به عمق عشقی که نسبت به همسر یا معشوق خود دارید پی ببرید پس سوالات رو به دقت بخونید و جواب بدید. برای پاسخ دادن یکی از جوابهای زیر رو انتخاب کنید: به هیچ وجه=۱ امتیاز، تقریبا=۲ امتیاز، خیلی زیاد=۳ امتیاز
۱ـ من حامی رفاه و سلامتی او هستم.
۲ـ من با او رابطه پرشور و حرارتی دارم.
۳ـ میتونم در مواقع نیاز، روی کمکش حساب کنم.
۴ـ میتونه در مواقع نیاز، روی کمکم حساب کنه.
۵ـ مایلم اموال و داراییهایم رو با او شریک بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفی حمایتم میکنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفی حمایتش میکنم.
۸ـ ارتباط خوبی با هم داریم.
۹ـ من براش ارزش زیادی قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزدیکی و صمیمیت میکنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس میکنم واقعا اونو درک میکنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درک میکنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصی خودمو با او در میون میذارم.
۱۶ـ فقط با دیدن او هیجان زده میشم.
۱۷ـ طی روز مدام به او فکر میکنم.
۱۸ـ رابطمون خیلی رمانتیکه.
۱۹ـ اونو خیلی جذاب میبینم.
۲۰ـ اونو بسیار آرمانی میبینم.
۲۱ـ نمیتونم تصور کنم که شخص دیگهای بجز او، منو اینقدر خوشحال کنه.
۲۲ـ ترجیح میدم تمام زندگیم رو در کنار او باشم.
۲۳ـ هیچ چیز دیگه مهمتر از رابطه من با او نیست.
۲۴ـ گفتگوی خودمونی با او رو به طور خاصی دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ما یک چیز جادویی وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نمیتونم زندگی رو بدون او تصور کنم.
۲۸ـ رابطمون خیلی احساسیه.
۲۹ـ وقتی فیلم رمانتیک میبینم به او فکر میکنم.
۳۰ـ درباره او رویاپردازی میکنم.
خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ را جداگانه جمع بزنید و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه.
۱۵ سوال اول مربوط به صمیمیته هرچه امتیاز شما به عدد ۴۵ نزدیکتر باشه صمیمیت شما با همسر یا دوستتون هم بیشتره و بالعکس.
۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتیازتون به ۴۵ نزدیکتر باشه یعنی شور و حرارت زیادی بین شما وجود داره و بالعکس
نظرات () قوانین مردونه که اگه خانمها بخونن آبروی آقایون میره!!!
خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی تحریر دراورده پس لطفا بخونید. لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:
1- مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.
1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشک رو ببینید.
1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.
1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.
1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.
1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل ویندوز default . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.
1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره
1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه … اینو واقعا میگم
1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید
1- شما کفش، زیادی هم دارید
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ
نظریادتون نره
منبع از سایت دوست خوبم :http://www.abarweb.mihanblog.com
نظرات () راستش گفته بودم دیگه در مورد جنّ نمی نویسم ولی چون داداش آسیمو نسبت به این موضوع و ادامش علاقه مند شده این پست رو هم به خاطر ایشون میذارم ولی قول میدم که دیگه این آخرین پست باشه.![]()
انسان می تواند با جنّیان تماس بگیرد یا در ارتباط باشد که این امر به چهار روش امکان دارد که عبارتند از :
1_ تحمل پاره ای از ریاضات و انجام اعمالی خاص معمولا چهل روزه یا صد و بیست روزه می باشند که شخص عامل در این مدتها یا در حال روزه است و یا اگر نیست ، شرب و اکل وی فوق العاده کم است و از خوراک منحصر به فردی باید در این مدت استفاده کند و از بسیاری از امور دیگر هم جدا خودداری نماید .
پس از پایان مدت زمان ریاضت کشی یکی از جنّیان بر شخص مرتاض یا عامل ظاهر شده و از ان پس مطیع او امر مرتاض و در اختیار اوست .
شایان ذکر است که تسخیر جنّ و احضار جنّ حتما باید طبق اطلاع اساتید علوم غریبه که صاحب اجازه نیز باشند،صورت گیرد و به محض مطالعه ی کتابی در این باب یا شنیدن از کسی به این گونه ریاضات اقدام نکنند که مخاطرات احتمالی و سنگینی چون خطر مرگ در پی خواهد داشت!
2_راه دیگر ارتباط با جنّیان،احضار آنان است.برای انجام این عمل،شخص احضار کننده در مکانی خلوت که رفت و آمدن مردم نباشد می نشیند و با خواندن دعا و بیان اوراد و اذکار و غیره، جنی را احضار و با او در موضوعی که جنیان مجاز باشند صحبت می کند.
3_جنیان بنا به مصالحی می توانند خود را برای آدمی آشکار کنند.در بسیاری از مواردی که جنیان رویت شده اند از این نوع ارتباط است.
4_اشخاص متّقی و به خصوص آنان که از بُعد عرفانی در سطح روحی و معنوی بالایی هستند،می توانند به راحتی با جن ارتباط برقرار کنند و حتی خود جنیان مومن معمولا چنین ارتباطی را بر قرار می نمایند چون به چنین خصلتی در انسانها بسیاد علاقمندند.
دوستدار شما : رها و داداشی
نظرات () سوال در مورد هر چیز از ما بپرس
٠٩١٣٩۶۴۶٠۴٩
نظرات ()
دختر سوم خانواده: چه کار کردم؟
دختر دوم خانواده:الکی منکر نشو ما به مامان می گیم
دختر سوم:خوب بگین من که کاری نکردم!
دختر اول: اره جونه خودت اما من به عنوان خواهر بزرگترت باید به مامان بگم
دختر دوم: من که از تو انتظار نداشتم واقعا" که
دختر سوم : اگه راس می گین بگین من چه کار کردم
دختر دوم:بسه دیگه خجالت بکش اینقدر خودتا به اون راه نزن
دختر اول: اگه هر کی دیگه این کار را می کرد من باور می کردم اما تو ابروی ما را بردی
دختر اول چشمکی به دختر دوم می زنند و لبخندی مرموز بر لبانشان ظاهر می شود
دختر سوم کم کم باور می کند که شاید کاری کرده باشد
دختر دوم : من همین الان به مامان می گم تا خودش خدمتت برسه
دختر اول :ما که از تو بزرگتریم این کار را نکردیم اونوقت تو با این سن وسال ؟واقعا" که
دختر سوم: من که میدونم که کاری نکردم برین هرچه می خواین به مامان بگین
دختر اول و دوم با هم بلند شده و می گویند: باشه خودت خواستی ما میریم بگیم
دختر سوم خود را میبازد: نه نرید تو رو خدا نه به مامان چیزی نگید
دختر دوم: نه ما باید بگیم
دختر اول: دیگه برای پشیمونی دیر شده
دختر سوم دو خواهر را به زور نگه داشته و التماس کنان می گوید: ترا خدا به مامان نگید
دو خواهر از فرط خنده نمی توانند که حرفی بزنند!!!
دختر سوم به گریه می افتد: به خدا دیگه انجام نمی دم به خدا .به مامان چیزی نگید!
صدای خنده و گریه فضای خانه را پر کرده است
دو خواهر هر چه سعی می کنند نمی توانند از دست دختر سوم رها بشوند
دختر اول با خنده می گوید : عزیزم سر کار بودی تو هیچ کاری نکردی و ما هم هیچی به مامان نمی گیم
صدای خنده و گریه و کتک کاری خانه را پر کرده است
نظرات () به نام او
امسال هم با تمام سختی هاش و غم هاش و تجربه هاش و خوبی هاش تموم میشه . شاید امسال من به جز یه مورد فقط غم دیدم ولی از امسال تشکر می کنم چون من رو بیشتر با انسان و ناانسان آشنا کرد.
من زیاد فصل بهار رو دوست ندارم چون طبیعت تو این فصل شروع به فعالیت دوباره می کنه ولی انسانها بر عکس. می گن خرسها و امثالشون به خواب زمستانی ولی انسانها خواب بهاری دارن. ولی همین بهار میتونه زندگی من رو بهتر بکنه اگر ........
از تمام شماهایی که من رو تو جمع خودتون راه دادین و من رو دوست یا داداش یا عزیز و ....... خطاب کردین تشکر می کنم من براتون دعا می کنم حتی اگر دعام به جایی نرسه.
خدایا این انسان هایی که سعی می کنن اعتماد تو رو بی پاسخ نذارن ای خدا این انسانهایی که سعی می کنن همدم تنهاییت باشن رو تنهاشون نذار. اگر بهشون غم میدی تاب و توان رو هم بهشون بده . اگر دورشون پر از نا انسانه مهر انسان ها رو تو دلشون بنداز و در مقابل نا انسان ها استقامتشون بده. 
سال خوبی رو برای شما خواستارم.امیدوارم سال بعد و سال های بعدیش موفق و پیروز و سعادتمند باشید.
فردا میلاد دو بزرگوار مذهب شیعه است من می خوام با یه سخن از هرکدومشون بیارم.
پیامبر اسلام : پنچ چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار : جوانی پیش از پیری. تندرستی پیش از بیماری. ثروت پیش از تهیدستی. فراغت پیش از اشتغال . زندگی پیش از مرگ.
جعفر بن محمد : محبوبترین برادران من آنانی هستند که مرا به عیب هایم آگاه می سازند.
نظرات () انگاری این خونه ساخته شده واسه لحظه های دل دل کردن دلم ... واسه لحظه های دل دل زدنش .. واسه لحظه هایی که هیچ کس و هیچ چیزی سر جای خودش نیست .. اونوقته که دستم و دلم میره واسه اینکه بیاد اراجیفی به این خط خطی های ذهن من اضافه کنه ..
مدتها بود حس اینجا نبود .. حس هیچی نبود .. حس نوشتن نبود .. دستم نمی رفت که مدام روی این صفحه کلید کوچک و نرم چپ و راست و بالا و پایین بره ..
اگه راستش رو بگم .. دلم برای نوشتن خیلی تنگ بود ..
دلم برای خیلی حسا تنگه .. برای حس دوست داشتن .. دوست داشته شدن .. این روزها بیشتر از هر زمان دیگه ای توی زندگی ام لوسم .. مامی نازم بیشتر از همیشه و خسته تر از همیشه بهم میرسه و نازمو می کشه .. ولی ..
ولی همیشه یه ولی این وسط هست که جای خالی یه نفر رو بهت یاد آوری کنه .. منظورم شخص خاصی نیست .. یکی که باید باشه .. همین ..
گاهی اوقات .. دلم می خواست جوجه ای دوست داشتنی که فقط یکبار دیدمش .. ولی شاید .. به اندازه هزار بار دلش به دلم نزدیک است .. اینجا بود .. یا شاید من انجا بودم ..
این روزها .. گاهی به این فکر می کنم که کااااش .. می شد هر از گاهی .. مرگ را تجربه کرد .. هر از گاهی .. خدا این فرصت رو بهت می داد .. تا بمیری .. با تمام وجود بمیری .. تهی بشی از آن چه که هستی .. و خلاء نبودن را حس کنی .. اونوقت بود که می تونستی لذت زندگی که داشتی رو بفهمی .. که آرزو کنی کاش زنده بودی .. که برای زندگی التماس کنی .. و خدا دوباره اون رو بهت برگردونه .. و شاید .. برای مدتی .. بتونی لذت زنده بودن رو دوباره لمس کنی .. ببلعی .. و زندگی کنی .. کمی قبل از اینکه دوباره به روزمرگی (ruzMargi) خودت عادت کنی ...
دلم می خواد بنویسم و بنویسم و بنویسم .. تا شاید کمی تهی بشم از این تهی بودن .. کمی زندگی .. کمی زندگی .. زندگی .. زندگی ..
من چگونه ستایش کنم ؟
من چگونه ستایش کنم آن چشمه را که نیست ؟
من چگونه نوازش کنم این تشنه را که هست ؟
من چگونه بگویم که این خزان زیباترین بهار ؟
من چگونه بخوانم سرود فتح
من چگونه بخواهم که مهر باشد ای مرگ مهربان
زیباترین بهار در این شهر
زیباترین خزانست
من چگونه بر این سنگفرش سخت
با چه گونه گیاهی نظر کنم
با چگونه رفیقی سفر کنم
من چگونه ستایش کنم این زنده را که مرد ؟
من چگونه نوازش کنم آن مرده را که زیست ؟
پرنده ها به تماشای بادها رفتند
شکوفه ها به تماشای آبهای سپید
زمین عریان مانده ست و باغهای گمان
و یاد مهر تو ای مهربانتر از خورشید
نظرات ()
نظرات () یکی از ویژگیهای مهم زنان، خصیصه خودنمایی است که به صورت غریزی در آنها وجود دارد. میل به خودآرایی از حس شکارچیگری ایشان ناشی میشود. در مورد کارکرد این غریزه ، میتوان گفت وجود این غریزه برای متمایل کردن مرد به زن است تا بدینوسیله مقدّمات زندگی مشترک را بین آنان فراهم کند.چنانکه در سایر جانداران هم این ویژگی در جنس ماده وجود دارد.
ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه درباره آثار غریزه خودنمایی زن میگوید: زن میل دارد بیشتر مطلوب باشد نه طالب و به همین جهت در ارجگذاری و تقدیر آن جاذبههایی که مایه تشدید میل مرد است، استاد است.
جلب توّجه ممکن است از راه های مختلف صورت بگیرد،گاهی ممکن است از طریق ویژگی های لباس مانند تنگی ،کوتاهی یا رنگ آن و گاهی ممکن است از طریق عواملی از قبیل بوی تند عطر ، صدای خاص کفش ها و... صورت بگیرد.
بسیاری از دخترها برای آنکه بتوانند از پوشش های مد روز استفاده کنند، مجبور به گرفتن رژیم های سخت غذایی اند تا تناسب اندام آنها مناسب استفاده از این پوشش ها باشد.بنابراین دچار مشکلات جسمانی نظیر سوءتغذیه، کمبود ریز مغذی ها و به هم خوردن تعادل هورمونی بدن می شوند.غالبا در این لباس ها راحت نیستند اما به اجبار ارزش های فرهنگی جامعه که آنها را در این چهارچوب می پسندد، مجبور به استفاده از این نوع پوشش ها می شوند، که این خود موجب القای این حس در آن ها می شود که آلت دست دیگران هستند و از خود هویت مستقلی ندارند، بنابر این دچار ناراحتی های روحی و عقده های روانی نسبت به جامعه و مردان می شوند.
دلیلی که میتواند باعث نگرانی شود این تصور است که هر لحظه ممکن است رقیبی زیباتر از راه برسد و شکار آنها را برباید. و این که میبینند به مرور زمان، از زیباییهایشان کاسته میشود و زنان جوانتر و زیباتر جای آنها را میگیرند و نقش آنها را در ربودن دلها کمتر میکنند. گرچه آنها برای اینکه در این رقابت، ضعف خود را جبران کنند، دست به کارهای گوناگونی میزنند: تنوّعطلبی بیشتر در لباس و آرایش و افراط در جلوهگری و خودآرایی؛ ولی نتیجه چندانی برایشان ندارد.
اگر نوع پوششی به زنان معرفی شود که در عین زیبایی و آراستگی و شیک پوشی ،وقار و متانت آنها را هم حفظ کند بطور یقین از آن استقبال خواهد شد.
نظرات ()